۱۳۹۷ اردیبهشت ۱۱, سه‌شنبه

Revolution

انقلاب
واژه انقلاب در زبان های لاتین به چمک "چرخش" است. هنگامیکه از انقلاب ما می گوییم انقلاب صنعتی، نگر بر این است که جامعه دیگر بر پایه تولید کشاورزی نیست و جامعه به سمت صنعت چرخش کرده است
البته این به این چمک نیست که جامعه کهن نابود شده است بلکه به سمت دیگر چرخش کرده است و در این چرخش کهن را با خود همراه میکند
این چرخش را هنگامیکه با واژه های دیگر همراه می کنیم همچون "اجتماعی"، "سیاسی"، "فرهنگی" و دیگر، به این چمک نیست که همه نو شده است و یا به فرم نوین درآمده است. آنگونه  که گرامشی اندیشمند مارکسیست در دهه آغازین سده نود نگاشت:" دنیای کهن دارد جان می سپارد، و نو برای زاییده شدن در چالش است: اینک زمانه هیولا است."1
گونه گونه گی انقلاب را میتوان به دسته تقسیم می شوند:
1. انقلاب تولید و یا تکنیک
2. انقلاب فرهنگی
3. انقلاب سیاسی
4. انقلاب اجتماعی

1. انقلاب تولید و یا تکنیک

هرگاه که نیرو و یا کشوری در راس تاریخ جا گرفت تنها برای این بود که تکنیک نوین را بکار گرفت. این تکنیک است که پیش برنده تاریخ و انسانها بوده و خواهد بود. بکارگیری تکنیک به یک نیروی انرژی وابسته است. چگونگی بکار بردن انرژی برای آسان کردن کار بوده است
انقلاب صنعتی برای این رشد کرد که زغال سنگ توانست چرخهای که تا دیروز بدست انسان و یا چارپایان به حرکت در می آمد بوسیله ماشین بخار که بوسیله زغال گرم می شد به حرکت می آمد
پس از زغال این نفت بود که تکنیک را شتاب داد و هنوز دارد بخش بزرگی از ماشین ها را به حرکت در وی آورد. غرب هرگز نمی توانست بر جهان سروری کند اگر ماشین های آن بوسیله زغال سنگ به حرکت در نمی آمد

2. انقلاب فرهنگی

فرهنگ چیست؟ این پرسشی است که در هر زمان به آن پاسخی داده می شود. ولیکن می توان گفت، "آنچه یک گروه از مردم در یک برهه تاریخی بدان رفتار می کنند و به آن پایبند هستند را می توان فرهنگ آن گروه نماید."
فرهنگ غرب هرگز برتری آنچنانی در برابر فرهنگ پارسی، چینی، هندی و غیره نداشت ولیکن در همه زمانها یک تفاوت فرهنگی بود و آن نگرش به جهان بود، یونانی ها که غرب می گوید ریشه های خود را از آنجا گرفته است برپایه فلسفه و بازگویی جهان از سوی انسانها بوده است ولیکن فرهنگ خاور از همان آغاز یک نیروی در ورای این جهان را پیش برنده تاریخ می دانست و سرنوشت انسان را به آن نیرو وابسته می دانست
بایست یک نکته را در نگر داشت و آن این است که فرهنگ یک جریان ساکن در همه تاریخ نیست بلکه همیشه در گذر از یک مرحله به یک مرحله دیگر است

3. انقلاب سیاسی
آنچه ما آنرا انقلاب سیاسی می شناسیم تنها برای این پدید می آید که لایه های اجتماعی جامعه بر اثر انقلاب تکنیک دگرگون می شوند ولیکن آرمان خود را در دستگاه دولتی نمی بینند. شورش های اجتماعی همچون شورش کرامول در انگلیس در برابر پادشاه چارلز و یا انقلاب فرانسه که بانی پایان دادن به دستگاه پادشاهی کشور بود همگی انقلاب های سیاسی بودند. انقلاب های اجتماعی در دهه های کنونی همچون شورش دهه 1960 در پاریس و یا شورش هیپی ها در آمریکا همگی در چارچوب جا می گیرند

4. انقلاب اجتماعی

انقلاب اجتماعی همانی است که دستگاه دولتی را ویران می کند و بجای آن یک دستگاه نوین پدید می آوردانقلاب روسیه نمونه بارز این گونه انقلاب ها استانقلاب ایران برهبری خمینی و انقلاب ترک های جوان برهبری آتاتورک در این دسته جا می گیرند. این انقلاب ها دستگاه دولتی پیشین را تا آنجا که توان دارند را از میان می برند و بجای آن دستگاه نوین پدید می آورند






The old world is dying, and the new world struggles to be born: now is the time of monsters.”1. Gramsci

۱۳۹۷ اردیبهشت ۹, یکشنبه

IS and Arabs

عرب و ناسیونالیسم 
خاورمیانه جایی است که در آن بخش بزرگی از پایه تمدن کنونی جهان در آن پا گرفت. این بخش از جهان پس پایان جنگ جهانی نخست که امپراتوری عثمانی از هم پاشید کشورهای سر بر آوردند که پشتوانه تاریخی نداشتند. مرزهای کشیده شدند که هیچ پشتوانه تاریخی نداشت. این مرز کشی بانی آن شده است هرازگاهی جهان عرب دوچار تشنج شود.

ناسیونالیسم عرب
هنگامیکه عرب خواست خود را در جهان مدرن باز بشناسد، نخست به ایدئولوژی غرب روی آورد ولیکن شکست جمال ناصر در مصر برای یکپارچگی همه عربها شکست خورد. دولت های سربرآوردند که هیچ برنامه روشن برای کشور خود نداشتند. 
در این خلا نبود رشد اقتصادی و صنعتی کردن کشور و افزایش بیرویه جمعیت چیزی پدید آمد که هیچ کس توان کنترل آن را نداشت. در این خلا نیروی سربرآورد که می خواست بار دیگر جهان عرب را متحد کند.
اسلام و جهان مدرن
دولت اسلامی را بایست ادامه راه ناصر در مصر دانست. در همانزمان که ناصر می خواست همه را یکپارچه کند بدون توجه بدون رشد اقتصادی و یا خواسته های منطقه ی درراه رویا خود شکست خورد. در همانزمان حسن بنا ایده اسلام را پیش کشید و بدست ناصر اعدام شد. اصلا گرایش حسن بنا به اسلام . فرهنگ آن هنگامی آغاز شد که او از آمریکا در دهه پنجاه بازدید کرد و آزادی زنان در آن کشور آشفته شد و فرهنگ غرب و لیبرالی را هرزه یافت و برای عرب مخرب دانست. این همان دیدگاه اخوان مسلمین است. تکنیک غرب خوب است ولیکن فرهنگ آن مخرب. 
دولت اسلامی همان ایده ناصر را پیگیری می کرد که در رودرویی خود با پیچیدگی های گوناگون جهان عرب شکست خورده بود. ولیکن اینبار با ایدئولوژی اسلام سربرآورده است. 

Trump And Iran

آیا ترامپ با ایران جنگ خواهد کرد.

آنچه در خبرها خوانده می شود این است که ترامپ با ایران وارد درگیری نظامی خواهد شد و همزمان ایران تهدید می کند که ایسراییل را نابود کند. هرچند که همه شعارهای دو سمت رجز خوانی است.  پس در پشت این شعارها چیست.

درگیری 
هر دو کشور درگیر بحران هستند. آمریکا دیگر نیازی به درگیری در خاورمیانه ندارد. درگیری که به دلیل چندگانگی ساختارهای اجتماعی، اجتماعی و دینی هرگونه درگیر شدند از آن سربلند بیرون نمی آید. در این درگیریها که آمریکا در یک سوی آن قرار داشت تاکنون هزینه نظامی و اجتماعی سنگینی بر دوش آن نهاده است. تنها هزینه مالی جنگ عراق 3 تریلیون دلار بود. از تعداد کشته که بگذریم آمریکا بیشترین توان خود را بر آن نهاد که از سربلند بیرون آید. پشتیبانی آمریکا از ایسراییل هزینه های بیشماری بر اقتصاد آن تحمیل می کند. 
آمریکا از زمان باراک اوباما کوشش خود را نمود در هیچ درگیری وارد نشود و دونالد ترامپ ادامه همان سیاست است؛ البته با لاف و گزاف فراوان.
در مورد کره شمالی ما دیدیم که ترامپ با کوچکترین نشان از سمت کره شمالی خود را آماده مذاکره نشان داد و بدون هیچ پیش خواست آماده است بر سر میز مذاکره بنشیند. با اینکه گفته بود آنچه بلای سر آن می آورم که تاکنون هیچ نشانی در تاریخ نبوده است.
ترامپ شخصیتی لاف زن است و شعارهای او تهی و بدون پشتوانه است. امید بستن به او که بخواهد با ایران درگیر شود بدون پشتوانه است. ترامپ آماده است که هرکجا شده است با اینها مذاکره کند. او این را می داند و همه دستگاه دولتی امریکا هم می داند. هزینه جنگ با ایران هشتاد میلیونی با ارتشی که جنگی را پشت سر نهاده است و مردمی که دلبندی به سرزمین خود دارند بسیار سخت خواهد بود. اینها از دیدگاه من تنها شعاری گزاف ترامپ می باشد.
البته می بایست توجه کرد که در ایران شعار گویی و تهدید کردن امکان درگیری است ولیکن نه اقتصاد ایران و نه آمریکا امکان جنگ را فراهم می کند.
ایران از تهدید ترامپ برای انسجام داخلی سود می برد و ترامپ برای فروش اسلحه و آشتی میان اسراییل و عرب ها برنامه ریزی می کند. 

۱۳۹۶ بهمن ۲۹, یکشنبه

Women and cover

زنان و حجاب
جنبش زنان برای رودرویی با حجاب اجباری با حرکت ویدا وارد پروسه نوینی شده است. زنان ایران از حاکمیت سرخورده هستند.
زنان ایران با ورودی بالای 60% در دانشگاه و داشتن 12% از نیرور کار امروز حجاب را در راس خواسته های خود نهاده اند. اینان کسانی هستند که خسته هستند از نوید روزهای بهتر و آینده ی که خود را در آن ببینند. هرچه رژیم در فساد و یکدست شدن خود پیش می رود با همان شدت دیگر نیروهای اجتماعی در پیکار خود یکسانتر می شوند. 
حجاب در آغاز برای گروهای سیاسی آغازگر ویا دلیل برای همگرایی نبود ولیکن امروز خود پیش زمینه یکسان کردن و همگانی کردن این خواسته شده است.
بایست سر فرود آورد بر "ویدا" که راهی را آغاز کرد که حتا جنبش مردان ایران را هم  شگفت زده و مات کرد. او راهی را گشوده است بایست در برابر این شیرزن بایست سر کرنش فرود آورد.

باشد که همه زنان دنیا این حق را دشته باشند که برگزییند. 

۱۳۹۶ بهمن ۱۴, شنبه

Globalisation

جهانی سازی و ناسیونالیسم

امروزه جهان به سمتی می رود که بسیاری را نگران کرده است. این همان جهانی است که فرانسیس فوکویاما پژوهشگر امریکایی در میانه دهه نود پایان تاریخ را اعلام کرد. در این پیروزی او نوشت که کمونیسم و ایده دولت سرکوب گر به پایان رسیده است و این ایده و دولت لیبرال است که سرانجام به پیروزی نهایی دست یافته است. هرچند خود  این ایده را پس گرفت. ولیکن این پرسش همچنان پابرجا است؛ چرا ایده بازار آزاد و لیبرالیسم پیروزمند نیست این نیروی پیش برنده سده کنونی خود دوچار بحران شده است. چرا اینچنین شد؟ 

سرمایه داری لیبرال ایده پیروزمند
هنگامیکه دهه 1900 آغاز شد سرمایه داری از مرزهای خود پا به بیرون نهاده بود و به رقابت با رقیب سرمایه داری خود شد. این رقابت بانی آن شد که سرمایه جهانی شود. البته واکنش به آن با انقلاب کمونیستی؛ فاشیسم، نازیسم بود. لیبرال ها توانستند با رفرم های پیاپی جامعه را آرام کنند و یک گونه لیبرال سوسیالیسم در غرب پا گرفت. که در هرکشور آن را به یک شیوه ساختند
این همان سیستمی بود که همه دشمنان خود را به شیوه های گوناگون از پای درآورد؛ واپسین آن سوسیالسم بود
ولیکن پس از پیروزی بر دشمنان خود دیگر این اندیشه دست به بازسازی و بهینه سازی خود نزد.

تولید بیشتر رفاه بهتر
در همه سالها که سرمایه داری به پیش می تاخت ایده ش این بود: تولید بیشتر هزینه را پایین می آورد و کالا را ارزان به دست خریدار می رساند و برای بهبود کیفیت بایستی رقابت کرد
برای به دست آوردن این ایده اتوماسیویزون در دستور کار بود که این شیوه هزینه کار را پایین می آورد. این اتومایزسیون آنچنان گسترده شد که از یک سو سنگینی کار ار از دوش کارگران برداشت و همزمان کارگران را به سمت بیکاری کشاند
این لشگر بیکاران و یا حاشیه نشینان در کشورهای باختری نیروی شد که آرام بود ولیکن دستمزد بیکاری می گرفت.

ورود چین
هنگامیکه تنگ شیائو پینگ گفت که گربه بایست موش بگیرد چه سپید باشد چه سیاه. او می خواست کشور چین را به سوی رفاه و مدرنیته ببرد و برایش فرقی نمی کرد چه سیتمی برکار باشد
صنعتی کردن و سرمایه گذاری گسترده آنچنان به سرعت رشد کرد که امروز جامعه چین در 25 سال از یک کشور واپس مانده به اقتصاد دوم جهان تبدیل شد و تا چند سال دیگر قدرت نخست جهان خواهد شد ابن از دست دادن قدرت و شکوه پیشین بسیاری از سیاستمداران را به هراس انداخته است.
همه آن تولیدی که در غرب انجام می شد اکنون در چین انجام می شود


دولت 
هنگامیکه وزنه قدرت در جهان همچنان بدست غرب بود دولت لیبرال می توانست همچنان جهانی شدن خود را پی می گرفت. ولکین هنگامیکه چین و ژاپن و اکنون هند رو به رشد نهادند و بازارهای جهانی را تسخیر کردند و می کنند بانی آن شد غرب دوچار هراس شد. این هراس آنچنان گسترده است که این هراس به خود سیستم و دستگاه دولت کشانده شد. و پاسخ پاسخی نداشتند که به توده ها بدهند که خواهان کار بودند و هستند.
آنچه که ما امروز می بینیم و آن را لمس می کنیم این است که کارگران تولیدگر دیروز در شهرهای گرد آمدند و می زییند که اسکله های کارخانجات پیشین همچنان به آنها یادآوری می کند که دوران پرشکوه آنها بپایان رسیده است.

 جهانی شدن بدبختی ماست
برای توده ها سیستمی که تا دیروز برای آنها رفاه آورده بود دیگر نمی توانست برای آنها کار بیآورد همه کارهای تولیدی که به نیروی کار کم دانش نیاز داشت به کشورهای آسیایی سرازیر شد. این توده هراسان و بدون هدف خواهان یافتن راهی برای خود است
بحشی از سرمایه داران که از جهانی شدن هراسان هستند سخنگوی این توده انبوه هراس زده شده اند. رای به خروج بریتانیا از بازار مشترک اروپا را توده های دادند که کارگران کارخانجات بودند و هستند. در امریکا استانهای کمربند پولاد توانستند که دونالد ترامپ را به ریاست جمهوری برسانند. اینان همانهای بودند که زمانی بالاترین تولید پولاد جهان داشتند و آن را به همه سوی جهان می فرستادند ولیکن امروز امریکا به بزرگترین وارد کننده پولاد جهان تبدیل شده است!
این توده هراس زده از ورود انبوه مهاجرین کم دانش که چشم به کارهای آنها دوخته اند هراسان شده اند و از یک سو دولت لیبرال رفاه پاسخ ساده ی به پرسش توده مردم ندارد
در این گذرگاه هراس و نامیدی این نیروی پوپولیسم که خود سرمایه دار است و خواهان جهانی شدن با دان پاسخ به همه چیز؛ توانست و دارد توده ها را با خود همراه کرده و آینده فردای روشن در دنیای دولت ملی را می دهد، هرچند فردای که این نیرو نوید آن را می دهد در آن برای این توده هراس زده جایی نیست.ج.ن خود پاسخ آینده را ندارند.  این سیاستمداران هراس زده بدون ایدولوژی کارگران با خود همراه کرده اند و این نیروی ناهمگون می خواهد غرب را از نو زنده کند و از نو ارباب جهان کند.