انقلاب
واژه انقلاب در زبان های
لاتین به چمک "چرخش" است. هنگامیکه از انقلاب ما می گوییم انقلاب صنعتی،
نگر بر این است که جامعه دیگر بر پایه تولید کشاورزی نیست و جامعه به سمت صنعت چرخش کرده است.
البته این به این چمک
نیست که جامعه کهن نابود شده است بلکه به سمت دیگر چرخش کرده است و در این چرخش
کهن را با خود همراه میکند.
این چرخش را هنگامیکه با
واژه های دیگر همراه می کنیم همچون "اجتماعی"، "سیاسی"،
"فرهنگی" و دیگر، به این چمک
نیست که همه نو شده است و یا به فرم نوین درآمده است. آنگونه که گرامشی اندیشمند مارکسیست در دهه آغازین
سده نود نگاشت:" دنیای کهن دارد جان می سپارد، و نو برای زاییده شدن در چالش است:
اینک زمانه هیولا است."1
گونه گونه گی انقلاب را
میتوان به دسته تقسیم می شوند:
1. انقلاب تولید و یا تکنیک
2. انقلاب فرهنگی
3. انقلاب سیاسی
4. انقلاب اجتماعی
1. انقلاب تولید و یا تکنیک
هرگاه که نیرو و یا کشوری
در راس تاریخ جا گرفت تنها برای این بود که تکنیک نوین را بکار گرفت. این تکنیک
است که پیش برنده تاریخ و انسانها بوده و خواهد بود. بکارگیری تکنیک به یک نیروی
انرژی وابسته است. چگونگی بکار بردن انرژی برای آسان کردن کار بوده است.
انقلاب صنعتی برای این
رشد کرد که زغال سنگ توانست چرخهای که تا دیروز بدست انسان و یا چارپایان به حرکت در می
آمد بوسیله ماشین بخار که بوسیله زغال گرم می شد به حرکت می آمد.
پس از زغال این نفت بود
که تکنیک را شتاب داد و هنوز دارد بخش بزرگی از ماشین ها را به حرکت در وی آورد.
غرب هرگز نمی توانست بر جهان سروری کند اگر ماشین های آن بوسیله زغال سنگ به حرکت
در نمی آمد.
2. انقلاب فرهنگی
فرهنگ چیست؟ این پرسشی
است که در هر زمان به آن پاسخی داده می شود. ولیکن می توان گفت، "آنچه یک
گروه از مردم در یک برهه تاریخی بدان رفتار می کنند و به آن پایبند هستند را می
توان فرهنگ آن گروه نماید."
فرهنگ غرب هرگز برتری
آنچنانی در برابر فرهنگ
پارسی، چینی، هندی و غیره نداشت ولیکن در همه زمانها یک تفاوت فرهنگی بود و آن نگرش به جهان بود،
یونانی ها که غرب می گوید ریشه های خود را از آنجا گرفته است برپایه فلسفه و
بازگویی جهان از سوی انسانها بوده است ولیکن فرهنگ خاور از همان آغاز یک نیروی در ورای این جهان را
پیش برنده تاریخ می دانست و سرنوشت انسان را به آن نیرو وابسته می دانست.
بایست یک نکته را در نگر
داشت و آن این است که فرهنگ یک جریان ساکن در همه تاریخ نیست بلکه همیشه در گذر از
یک مرحله به یک مرحله دیگر است.
3. انقلاب سیاسی
آنچه ما آنرا انقلاب
سیاسی می شناسیم تنها برای این پدید می آید که لایه های اجتماعی جامعه بر اثر
انقلاب تکنیک دگرگون می شوند ولیکن آرمان خود را در دستگاه دولتی نمی بینند. شورش
های اجتماعی همچون شورش کرامول در انگلیس در برابر پادشاه چارلز و یا انقلاب فرانسه که بانی پایان دادن به دستگاه پادشاهی
کشور بود همگی انقلاب های سیاسی بودند. انقلاب های اجتماعی در دهه های کنونی همچون
شورش دهه 1960 در پاریس و یا شورش هیپی ها در آمریکا همگی در چارچوب جا می گیرند.
4. انقلاب اجتماعی
انقلاب اجتماعی همانی است
که دستگاه دولتی را ویران می کند و بجای آن یک دستگاه نوین پدید می آورد. انقلاب روسیه نمونه بارز این گونه انقلاب ها است. انقلاب ایران برهبری خمینی و انقلاب ترک های جوان برهبری آتاتورک در این دسته
جا می گیرند. این انقلاب ها دستگاه دولتی پیشین را تا
آنجا که توان دارند را از میان می برند و بجای آن دستگاه نوین پدید می آورند.
The old world is dying, and the new world struggles to
be born: now is the time of monsters.”1. Gramsci