۱۴۰۴ اسفند ۲, شنبه

 

نبرد میان مدرنیته و سنت در ایران

در این چند دهه اخیر ایران با تنش های پی در پی روبرو بوده. در این یادداشت کوتاه کوشش می شود به ریشه این درگیریها بپردازد. تنش میان سنت بر مدرنیته و تقدم شرع بر مظاهر تجدد (مشروعه بر مشروطه و بالعکس)

آغاز فروپاشی قاجار

تاریخ مدرن ایران با شکست های پیاپی ایران از روسیه و از دست دادن سرزمینهای فراوان آن آغاز میشود. این شکست ها بانی شکافی بزرگ میان دستگاه فرمانروایی و توده مردم شد. پس از چندی انگلیس هم بخشی از خاک ایران در هرات و بلوچستان راه جدا کرد.

بیشتر این زمینها بویژه در قفقاز و هرات به دلیل پرباری زمین مالیات های فراوانی برای دولت داشت و همزمان پایگاهی برای سربازگیری و نیروی کار بود. این بانی اندک شدن منابع مالی و کم کم به فروپاشی دستگاه دولتی منجر شد. چونکه دستگاه دولتی ایران دو منبع اساسی درآمد داشت: مالیات و عوارض از بازرگانان و زمیندارها.

این شکست ها و نفوذ بالای قدرتهای استعماری، جامعه ایران را وادار به اندیشیدن کرد. خود دستگاه فرمانروایی می خواست که پاسخ این پرسش را بیابد. پادشاه ایران با نامه نگاری با رهبران اروپایی بویژه آلمان خواهان راهنمای بود ولیکن پاسخی دریافت نکرد. گسل میان توده مردم و دستگاهی که خود پاسخی به پرسش های بنیادین جامعه را نداشت بیشتر و بیشتر میشد. همزمان این سرافکندگی از شکست های پیاپی و آگاهی یافتن از واپسماندگی، جامعه ایرانی بخشی از هویت ملی خود را بر نفرت از بیگانه بنیان نهاد و این تا امروز در میان بخشی از ایرانیان بارز است.

نخستین واکنش به این شکست ها برآمدن جنبش دینی باب در ایران بود. جنبشی بود که بیشتر در میان مردمان شهرنشین و با سواد ریشه دواند و خواهان رفرم در کشور بود. همزمان به گونه ی اندیشه سکولاریسم را در میان مردم را نمایندگی میکرد. ناصرالدین شاه در آغاز می خواست با آنها همراهی کند ولیکن شور انقلابی و اندیشه های آنها جامعه سنتی را وادار به واکنش کرد و شاه را وادار کردند که از آنها فاصله بگیرد. سرانجام سرکوبی و کشتار گسترده آنها موجب خاموشی هواداران آن و فرار بخشی از رهبران آنها از ایران شد. ولیکن اندیشه آنها از میان نرفت.

جنبش انحصار تنباکو

پس از آن جامعه ایران با جنبش تنباکو در برابر فروش انحصار تنباکو به یک بیگانه شورش کردند. روحانیون برای نخستین بار با آمدن به میدان در کنار بازار در برابر پادشاه قاجار ایستادند و با حرام خواندن کشیدن قلیان و تنباکو شاه را وادار کردند که قرارداد را لغو کرده و خسارت به بازرگان انگلیسی بپردازد. این آغاز صف بندی جامعه ایران با دنیای مدرن بود.

انقلاب مشروطه

همزمان آمدن فعال استعمار گران بریتانیایی به ایران از راه هند؛ آغاز دوران پر تحولی در ایران شد. انگلیس با کشیدن خط تلگراف از میان خاک ایران جهان بیرون را تا اندازه ی به درون آوردند. همزمان کوشش فراوان آنها برای کم توان کردن پادشاهان قاجار فراخی و یا امیدی برای مردم شهرنشین شد.

ترور ناصرالدین شاه و مرگ او آغازی بر پایان دودمان پادشاهی قاجار شد. تروری که با همیاری روشنفکران برون مرزی و درون مرزی انجام شد و پادشاه را نماینده بیچاره سازی مردم و آمدن استعمارگران به  ایران می دانستند.

پس از آن بیک باره مردم که سالها دوچار سرافکندگی و بی کفایتی دولت شده بودن خواهان اجرای تنها یک چیز در جامعه بودند "قانون". این درخواست همزمان با ورشکستگی مالی دولت بود. ولیکن دولت ورشکسته و بی کفایت قاجار توانایی اجرای آنرا نداشت. مردم و شهرها سر به شورش برآوردند.

خواستهای گروه ها

فرهیخته های شهرنشین کشور که با دنیای بیرون از راه پیوندهای بازرگانی و آمدن بازرگان و ارتش آنها آشنا شده بودند بدرستی آموخته بودند که رشد کشور بستگی به اجرای قانون یکسان برای همگان نیاز دارد. آنها قدرت پادشاه می خواستند محدود کنند و همزمان رشد و ترقی کشور را هموار کنند. برای اجرای این خواسته دو گروه با خواسته های متفاوت در انقلاب در برابر یکدیگر قرار گرفته بودند.

گروه نخست بازرگانان و فرهیخته های شهری بودند که میخواستند قدرت شاه با آوردن پارلمان محدود کرده و دولتی مقتدر بروی کار بیاید که مورد تایید پارلمان باشد و خواسته های مردم را جامه عمل بپوشاند و دادگری را در کشور بنا کند. همگان در برابر قانون برابر و از دادرسی و دادگاه دادگرانه برخوردار باشند. همزمان سوادآموزی را گسترش دهد. اینها بنیان یک دولت سکولار و مدرن بود. بریتانیا با دید مثبتی به گروه داشت و به آنها یاری می رساند.

گروه دوم (مشروعه خواهان) که سنت گرایان محافظه کار بودند: آنها خواهان یک پادشاه شیعه و نگهداری قدرت روحانیون در کشور بودند. آنها مخالف هرگونه دخالت خارجی بویژه انگلیس بودند. آنها قرآن و شرع اسلام را پایه قانون در کشور می دانستند و نادیده گیری از این منبع را کفر می خواندند. آنها همچنین بشدت با تحصیل زنان و بیرون آمدن زنان از درونگاه خانه به بیرونگاه مخالف بودند. جنبش زنان از دوران مشروطه آغاز شد و آنان در گروه های کوچک در تظاهرات و اجتماعات شرکت می کردند. روسیه با این گروه همراهی داشت و از آن به هرگونه پشتیبانی می کرد. عثمانی "بیمار اروپا" توانایی دخالت در ایران نداشت. 

پیامد پیروزی مشروطه

هنگامیکه رهبر گروه دوم شیخ فضل الله در میان شهر تهران بدار آویخته شد کسی که در جنبش تنباکو یکی از رهبران دینی و تندرو آن بود با فتوا یاران دینی پیشین خود خونش حلال شد. این پیروزی بزرگی برای انقلابیون بود که از میان مردم شهرنشین، رهبران دینی، رهبران چند ایل نشین و فرهیخته های شهری بودند.

این رهبران غیردینی یک درس آموختند که با همراهی و همدستی با روحانیون توانایی انقلاب و سرنگون کردن پادشاه را دارند. و این همراهی در دهه چهل و انقلاب دهه پنجاه بار دیگر خود را بارز کرد.

برآمدن ناپلئون ایران

اگر انقلاب فرانسه را پایه همه انقلابهای دانست که در جامعه آستانه مدرنیزه شدن رخ میدهد. از فردای سرنگونی امپراتور میان دو گروه برای آینده درگیری خونین رخ داد. از میان کشتار انقلابیون بدست یکدیگر، ناپلئون سر برآورد آمد و قدرت را بدست گرفت.

انقلاب مشروطه هم پس درگیری خونین میان گروههای درگیر انقلاب و برآمدن پارلمان باز نتوانست قدرت دولت مرکزی را استوار سازد. سردار میرپنج در کودتای که سید ضیا انجام داد فرمانده سپاهپانی بود که پایتخت را تصرف کرد. که پس از بخاطر توانایی شگرف خود از مجلس نام سردار سپه را گرفته بود.

سردار سپه با فراخوان مجلس نخست وزیر شد و پس از چندی با پشتکاری بی همانند خود و با همراهی مجلس احمد شاه فاسد را وادار به استعفا کرد و خود دودمان پهلوی را بنیان نهاد.

اکنون رضا شاه پهلوی همه خواسته های گروه نخست را با یاری وزیران زبده خود آغاز کرد. صنعتی شدن ایران شتاب گرفت، راه آهن نماد آن در ایران ساخته شد، آموزش و پرورش برای نوجوانان اجباری شد و دادگستری مدرن در ایران پای گرفت و ارتش ملی و مدرن بنیانگذاری شد. کار بزرگ و شگرفی  که او کرد برداشتن حجاب اجباری از میان زنان بود. برای نخستین بار زنان وارد دستگاه دولتی و همپای مردان برای کارهای دولتی رقابت کردند. رضا شاه یک دموکرات نبود ولیکن آزادی اجتماعی را تضمین کرد.

انقلاب 57 بر علیه انقلاب مشروطه

هنگامیکه انقلاب 57 آغاز شد که نزدیک به 65% از مردم در روستاها زندگی می کردند و میانگین سطح سواد کشور 7 کلاس بود. خواسته نخست آغازگران آن همچون همه انقلاب ها دستیابی به دموکراسی بود. ولیکن آمدن توده حاشیه نشین اینبار شعارهای گروه دوم انقلاب مشروطه در خیابانهای بیشتر کشور شنیده شد "حکومت اسلامی" ، "قانون شریعت".

رهبر این ضد انقلاب خمینی بود که دهه چهل پس از رفرم سکولار شاه، رهبران دینی به مخالفت با قانون حق رای زنان و قانون سکولار برابری دینی موضع گیری کردند. خمینی با سخنرانی های پر از دشنام گویانه خود رهبری پیکار با بیگانگان و شاه را بدست گرفت، و آنانی که از بیگانگان نفرت داشتند در کنار او جای گرفتند. شاه او را دستگیر و به عراق تبعید کرد. جنبش خاموش شد ولیکن از میان نرفت.

انقلاب 57 (ضد انقلاب مشروعه)

انقلاب 57 زمانی رخ داد که شاه با درآمد فراوان نفتی در حال صنعتی کردن کشور بود و درون کشور یک گروه طبقه متوسط با سواد پا می گرفت. شهرنشینی داشت یا شتاب فراوان رشد میکرد. هشدارهای پیاپی به شاه که شتاب مدرن سازی بانی استحاله بخش های کمتر باسواد خواهد شد تاثیری نداشت. شاه دیگر به کسی گوش نمی کرد و تاب هیچ مخالفتی را نداشت و باور داشت که با پول نفت می تواند مردم را به مدرنیته ببرد و آنها شیفته او و برنامه هایش هستند.

آنگاه که شاه تصمیم گرفت که دولت تکنوکرات آموزگار را در راس امور بگذارد و کار مدرن سازی را بپایان ببرد. مشروعه خواهان بنای مخالفت را برافراشتند فرهیخته های دانشگاهی و روماتیک زده (هنوز کودتای ۱۲۹۹ را سیاه می نامند و مخالف تغییر حکومت از قاجارها به پهلوی بودند و هستند) و توده های تازه به شهرنشین شده و هراسیده از مدرنیته و بازرگانان سنتی در یک همبستگی تاریخی قرار گرفتند. آنان پرچم و آرزوی حکومت مشروعه را برافراشتند. در کمتر در یک سال دودمان نیرومندترین دولت خاورمیانه را در هم پیچیدند. شاه که می بایست پرچمدار مشروطه می بود و برای نگهبانی و پاسداری آن پا به میدان می گذاشت. اینبار کشور را رها کرد و همه دستاوردهای مشروطه را برباد داد.

انقلاب بر ضدانقلاب

آنچه در ایران امروز می گذرد همانی است در انتهای دودمان قاجار رخ داد. دولت ورشکسته و توده های ناراضی که از سیاست های اقتصادی و فرهنگی دولت به ستوه آمده اند. انقلابها آنگاه رخ می دهند که دستگاه مالی کشور فروپاشد و دولت توانایی بازسازی آن را نداشته باشد. دولت ایران ورشکسته و پول کشور توانایی رقابت با تورم را ندارد. این یک انقلاب مشروطه نوین و سکولار است که در برابر ضدانقلاب مشروعه سربرآورده. مردم بدرستی خواهان بازگشت  مشروطه، مدرنیته و صنعتی کردن کشور هستند.

آینده ایران پس از انقلاب مشروطه همیشه در کنکاش دو نیرو عمده بوده و خواهد بود. جامعه در چند دهه آینده باز هم این رویارویی را خواهد دید.

بهمن آرمیتی

2026-02-21

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر